نغمه های دلتنگی

هر چقدر که بیشتر زمان می گذرد می فهمم که من بدون تو هیچم... هیچ!

انگار در این جسم روح تو جای روح من دمیده شده...

انگار من بدونت بی معنایم...

من از تو فقط خودت را خواستم... فقط خودت را!

داشتنت توقع زیادی نبود عزیزم...

چرا مجبورم کردی دلم را از وجودت پاک کنم؟؟؟

آخر تو پاک شدنی نیستی!!!

باید به همراهت دلم را نیز دفن کنم.

چگونه تو را کنار دیگری تصور کنم؟؟؟

خدایا این چه وضعیست؟؟؟

عشقم را باید تحویل که دهم؟؟؟

چرا جانم را نمی ستانی؟؟؟

بیا و تمامش کن...

جانم را بگیر و هر چه از عمرم باقی مانده به پدر و مادر و ملیسایم ببخش...

دیگر هیچ آرزویی ندارم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٩ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

Design By : Mihantheme