نغمه های دلتنگی

در انبوهی از کارهای انجام شده و نشده غرق شده ام...

فرار راه حل مناسبی نیست...

بیشتر از نصف روزهایم به خواب سپری می شود...

حتی نمی خواهم کسی اسمم را صدا بزند...

بیمارم ... بیمار...

دلم می خواهد بروم از اینجا ... تا آخرین توانم بدوم و دور شوم از اینجا...

نمی توانم بیدار شوم از این خواب خستگی... نمی توانم بلند شوم...

تو هم که فقط می توانی آنجا بایستی و تماشایم کنی ....

ولی نه ... یه کار دیگر هم می کنی ... وقتی که نزدیکم می شود ته دلش را خالی می کنی و همه چیز را خراب می کنی...

درست جایی که فکر می کنم همه چیز درست شده ... همه چیز از نو خراب می شود...

خدایی خب ... خداااااااااا

به جای اینکه یکی از 1000 مشکلم را حل کنی ... می ایستی و به چاه افتادنم را تماشا می کنی...

بعدشم ادعایت میشه که 1000 برابر بیشتر از مهر مادری به فرزندش دوستمان داری...

ببین خیلی وقته منتظر مرگتم... خلاصم کن... خلاص

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٩ساعت ۱:٥٥ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

Design By : Mihantheme