نغمه های دلتنگی

نویسنده: ساده دل تنها - ۱۳٩٢/۱/۱۸

خدایا پشتم به وجود تو گرم است و بس ، هر موقع به آینده و مشکلاتم فکر می کنم  و غرق نگرانی می شوم ، از خودم می پرسم مگر می شود خدای من ، خدای خوب من مرا غرق  در مشکلات رها کند؟  نه او رهایم نمی  کند... و همین آرامم می کند.

کاش بیایی نزدیک تر، آنقدر نزدیک که هر لحظه دلگرمیت را احساس کنم. خدایا آنقدر عذاب کشیده ام که پخته شوم،بگذار اندک زمانی در نقطه ی آسایش قرار گیرم تا نفسی تازه کنم.چه می شود اگر این نقطه ی همین روزها در مسیر زندگیم قرار گیرد؟

برایت همه چیز ممکن است. پس بیا و اندکی بیشتر مرا دوست داشته باش آنقدر که دستانت را به سویم دراز کنی و انگشتان کوچک مرا در دستان بزرگت لمس کنی و بعد با لبخندی طوفان درونم را آرام سازی و بگویی که غصه نخور حواسم بهت هست... بگویی که خبر داری از نیت صادقانه  و پاکم و بگویی که دوست داشتنم ، مهربانیم ضامن سعادتم خواهد شد.

خدایا بیا نزدیکتر ، دستانم ملتمسانه در جستجوی دستانت هستند ... بیا تا از این فکر و خیال و چه کنم های این روزهایم کمی آسوده شوم... بیا خوب من بیا و آرامم کن...




نویسنده: ساده دل تنها - ۱۳٩٢/۱/٢

سال نو شد ، اما ته دل من هنوز پر از غصه ها و نگرانی های قدیمیست!

خدایا بیا و پایان بخش غصه های من باش ... دیگر خسته ام ... خدایا دیگر نمی گویم چه کن فقط می گویم عاقبت به خیرم کن،همان گونه که خودت صلاح می دانی.

هر چه باشم بنده ی تو هستم و منتظر مدد و لطف تو!

می دانی جز تو هیچ کسی را ندارم، دلم دیگه آتیش می گیره دارم می سوزم دیگه نخواه بیشتر از این بسوزم...

6 سال سوختم بس نیست؟ دیگه مجازاتم نکن، نتیجه هر چی باشه می پذیرم فقط می خوام این کابوس تموم شه!

باشه؟؟؟




Design By : Mihantheme