نغمه های دلتنگی

نویسنده: ساده دل تنها - ۱۳٩٠/٥/٢۱

خدایا نمی خوام از ظرف آدمیت خودم در مورد عدالت تو قضاوت کنم اما اینو می دونم که بد جوری بهم ریخته و داغونم و دور از مهر و عطوفت تو هست که منو با این حالم به حال خودم رها کنی و بذاری که ذره ذره بمیرم خدایا تو این سالها کم زجر نکشیدم که تو هم بخوای زجرم بدی کمکم کم خدای گلم.

کمکم کن.

 

 

 




نویسنده: ساده دل تنها - ۱۳٩٠/٥/٢٠

 

خدایا ممنونم ازت که این فرصت درد دل کردن با تو رو دارم و الا کی غیر از تو پای حرفها و درد دلهای من می شینه ؟

وقتی باهات درد دل می کنم  سبک می شم !

دوست دارم خدایا دوست دارم

.




نویسنده: ساده دل تنها - ۱۳٩٠/٥/۱٩

خدایا هستی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

هستی و من اینقده در عذابم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

باشه حقمه حقمه حقمه حقمه حقمه حقمه حقمه حقمه حقمه!

اما حق خانوادم نیست حق اطرافیانم نیست !

نه ... حقشون نیست !!!

بذار قسمت بدم به این ساحت ماه مبارک رمضان به خودت به امام زمان به آخرین فرستادت به همه ی مقدسات که عمر منو تموم کن بذار زیر خاک راحت بخوابم.

بدون اینکه نگران آینده ام باشم بدون اینکه نگران این زندگی نا کردار باشم بذار به آرامش برسم .

بذار این کار قضا و قدر تو باشه نه تصمیم خودسرانه من برای زندگیم !

خدایا می شنوی ؟ حال می کنی واسه خودت که هی من گریه کنم و ازت التماس و تمنای مرگ کنم ؟؟

اینه رسم خداییت ؟؟

چقدر با زبون روزه ناله و زاری کنم و ازت کمک بخوام ؟

چرا منو از شر کارهای احمقانه خودم نجات نمیدی ؟

چرا راه نجاتی روزنه امیدی شانسی معجزه ای پیش روم نمی ذاری تا به روشنایی برسم می ترسم از این تاریکی !

چرا میذاری اینقده اشکهام جاری بشن و غصه بخورم.

هر چند دارم چوب اشتباهات خودم رو می خورم اما پس لطف و رحمانیت تو کجا میره ؟

خدایا خیلی اذیتم می کنه خیلی ...

زندگی من شده بازیچه ش , شده مثه سرنوشت یه مرغ و جوجه , بی اهمیت و بی مقدار !

هیچ وقت هیچ ارزشی واسش نداشتم نه توجهی نه نگرانی نه اهمیتی !

این همه راه دور رو بخاطرش رفتم و اومدم و تحمل کردم اما ککشم نگزید حتی یه بارم نگفت اگه بره و برنگرده چی ؟

نگفت بخاطر این همه ایثاری که اون در حق من می کنه و از آبرو و زندگیش به خاطر من می گذره به خاطر من پشت پا به آینده اش می زنه بخاطر من به خانوادش خیانت می کنه بخاطر من هزار عمل با جور و ناجوری که انجام می ده که منو راضی نگه داره لااقل تو یه مناسبتی تو یه جشنی تولدی مراسمی یه شاخه گل بگیرم و ازش تشکر کنم و بگم که می دونم چقدر خوبی ؟!

خستم کرده خدایا خستم کرده !

هزار عیب روم گداشتن منی که پاکتر و زلالتر از آب بودم , منی که با لیاقت تراز همه این خوش به حالشون شده های هم سن و سال خودم بودم .

دارم دیوانه می شم بخدا از عصبانیت دارم می ترکم .

خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

باشه هر کی بیشتر زحمت بکشه درد بکشه مرارت بکشه همون قدر کمتر روی خوشی رو می بینه

همونقدر کمتر خوشبخت می شه کمتر ارزشمند میشه کمتر بها پیدا می کنه .

باشه منم نفرین می کنم نفرین می کنم نفرین می کنم نفرین می کنم ... نفرینش می کنم.

با تمام این وجود متلاشی شده ام ... نفرینش می کنم.

اگه خدایی بهش ثابت کن تحقیر یک نفر , تباه کردن زندگیش , نابود کردن رویاهاش آینده اش تاوانش خوشبختی نیست.

دور از عدالت تو هست که اون خوش باشه و من نا خوش !!

نفرینش میکنم تا بفهمه لیاقت منو نداشت تا چه رسد اینکه زندگیم رو تباه کنه !

آره دیگه به لبم رسیده 4 سال کم عمری نیست کم عمری نیست.

دیگه نمی تونم کسی رو دوست داشته باشم دیگه نمی تونم ... دیگه نمی تونم

خدایا هر کی مسبب این قضیه شد به حق این ماه نابودش کن مثه من نابودش کن ... نابودش کن.

لعنت خدا بر اونی که نمک می خوره و نمکدون می شکنه حتی لعنت به خودم که به پاس زحمات والدینم روسیاهشون کردم.

خدایا صبرم بده صبرم بده بد جور ناجوری داغونم ... صبرم بده !

صبرم بده.

 

 

 

 

 

 




نویسنده: ساده دل تنها - ۱۳٩٠/٥/۱۸

خدایا قربون اون حکمتت برم سالهاست داره دلم می پوسه ... پس کی ... ؟؟

خدایا چیم از اینا کمه که آخرخوش شانسی اند ؟

خدایا حالم خرابه اساسی !

خدایا کمکم کن منو نجات بده دارم می پوسم چه طوری بگم تا باورت شه ؟

تو که می بینی ؟!

چرا عذابم می دی چرا تحقیرم می کنی ؟ چرا لهم می کنی ؟

کجای دنیات رو گرفتم که نمی تونی ازم پس بگیری ؟

چرا حدافل حیات رو واسم قائل نیستی ؟

این چه مهمون نوازیه که تو می کنی؟

چه جوری رفع حاجت از مهمان می کنی وقتی کوچکترین چیزی که ازت می خوام رو بهم نمی دی ؟

قهری باهام ؟

خب باش

پس میزبان من  میهمان کیه تو این ماه ؟

چرا رهام کردی نمی بینی منو , مگه کی رو کشتم ؟ نون کی رو خوردم ؟ زندگی کی رو خراب کردم ؟ آخه چیکار کردم ؟

به خودت قسم دیگه خستم  بیا و منو از این دنیات رها کن من هر چی که ازت بخوام تو نشنیده می گیری لااقل منو بکش و راحتم کن .

خستم خدایا خستم چرا هیچ کی باور نمی کنه ؟

دارم ذره ذره می میرم آخه چرا ؟

تاوان دوست داشتن اینه؟

کاش هیچ وقت عاشق نمی شدم .

نفسم بند میشه حتی نای صحبتم ندارم .

بیا و منو بکش یا منو از این برزخ جهنمی نجات بده

التماست می کنم ازت خواهش می کنم به پات می افتم خدایااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

از بس حرفامو ته این دل لامصب نگه داشتم دیگه دلم داره می ترکه خدایا نجاتم بده نجاتم بده.

چرا باید واست سخت باشه کمک کردن به من ؟

تو که توانای مطلقی ؛ نیستی؟؟

خدایا چقدر درس بخونم تا روزیم رو تو دست خودم  بذاری ؟

خدایا مگه من چیم از این بی سوادهایی که زحمت نکشیده می خورن کمه که هنوزم نون سواره ست و من پیاده ؟

چقدر  درس بخونم تا توی این مملکت آشغال کار گیرم بیاد؟

چرا هر کی به هر کیه این مملکت ؟ اینه اسلام تو ؟

که من درس خونده خونه نشین باشم و بی سوادها بر اریکه منصب؟؟؟؟

چقدر ایثار کنم تا عشقم باورم کنه ؟

آخه چقدر ؟ بگو چقدر ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

24 سالمه و از 6 سالگی تا الان مثه گوسفند درس خوندم پس چرا تو این خراب مونده از دست این آدمهای بی دین و ایمون هیچ سهمی ندارم هیچ  سهمی ؟

تا کی نون سواره ست و من پیاده ؟

چرا نباید فرقی بین من و این خاله زنکهای بی سواد امل نباشه تازه اونا با ارزشتر و خوشبخت تر از من باشن ؟

خدایا خسته شدم از این افکار و از این تحقیر و از این بی آبرویی و از این ترس و استرس

تا به کی این عداب ؟؟

تا به کی هر روز شاهد صحنه ی به نان و نوا رسیدن آدمهایی باشم که حقشون نیست و خودم دستم رو جلوی یکی دیگه باز کنم ؟؟

خدایا چرا اینقده تبعیض ؟؟ پس عدالتت کو ؟؟

خدایا چقده دیگه باید بخونم تا قد این درس نخونده های پاشنه طلا شانس داشته باشم ارزش داشته باشم اعتبار داشته باشم ؟؟

خدایا اینا همه بهای عشق یه طرفه ست که من می دم ؟

خدایا از دروغ گفتن و شنیدن خسته شدم اینو بفهم, بفهم.

بفهم که خسته تر از اونیم که تو هم اذیتم کنی یا تنبیهم کنی !

خدایا مگه من چی می خوام ؟ من حقم رو از این دنیات می خوام حقی که به سبب موجودیت ایجاد می شه یه زندگی راحت و پر آرامش یه زندگی که روی پاهای خودم بایستم و محتاج به دیگران نباشم و تکلیف زندگیم مشخص بشه .

این توقع زیادیه ؟ نه زیاده ؟؟

 

خدایا اگه هستی که حتما هستی منو نجاتم بده از این همه افکار و آرزوهای تباه شده ای که مدام روی سرم می چرخند .

یه نور امیدی یه راه نجاتی یه معجزه ای یه کاری که منو نجات بده

یا که مرگ و خواب راحت.

به خدا به هر دو راضیم فقط تمومش کن این دوراهی برزخ نما رو و چه کنم و چه نکنم های دیوانه کننده رو.

خدایا کمکم کن. 




Design By : Mihantheme