|
نغمه های دلتنگی | ||
|
دیشب شب سختی بود نمی گم سخت ترین شب زندگیم، که به سبب وجود تو قبلتر، شبی بدتر از این را نیز تجربه کرده بودم! نمی دانم نامردی تو چقدر وسعت دارد و کاسه صبر خدا چقدر جا؟ اما می خوام بدونی واگذارت کردم به اون خدایی که شاهد همه ی قول و قرارهات بوده و هست. واگذارتون کردم به خدا... [ ۱۳٩٢/۳/٢ ] [ ٦:۳٩ ب.ظ ] [ ساده دل تنها ]
خدایا پشتم به وجود تو گرم است و بس ، هر موقع به آینده و مشکلاتم فکر می کنم و غرق نگرانی می شوم ، از خودم می پرسم مگر می شود خدای من ، خدای خوب من مرا غرق در مشکلات رها کند؟ نه او رهایم نمی کند... و همین آرامم می کند. کاش بیایی نزدیک تر، آنقدر نزدیک که هر لحظه دلگرمیت را احساس کنم. خدایا آنقدر عذاب کشیده ام که پخته شوم،بگذار اندک زمانی در نقطه ی آسایش قرار گیرم تا نفسی تازه کنم.چه می شود اگر این نقطه ی همین روزها در مسیر زندگیم قرار گیرد؟ برایت همه چیز ممکن است. پس بیا و اندکی بیشتر مرا دوست داشته باش آنقدر که دستانت را به سویم دراز کنی و انگشتان کوچک مرا در دستان بزرگت لمس کنی و بعد با لبخندی طوفان درونم را آرام سازی و بگویی که غصه نخور حواسم بهت هست... بگویی که خبر داری از نیت صادقانه و پاکم و بگویی که دوست داشتنم ، مهربانیم ضامن سعادتم خواهد شد. خدایا بیا نزدیکتر ، دستانم ملتمسانه در جستجوی دستانت هستند ... بیا تا از این فکر و خیال و چه کنم های این روزهایم کمی آسوده شوم... بیا خوب من بیا و آرامم کن... [ ۱۳٩٢/۱/۱۸ ] [ ۱:٠٤ ب.ظ ] [ ساده دل تنها ]
سال نو شد ، اما ته دل من هنوز پر از غصه ها و نگرانی های قدیمیست! خدایا بیا و پایان بخش غصه های من باش ... دیگر خسته ام ... خدایا دیگر نمی گویم چه کن فقط می گویم عاقبت به خیرم کن،همان گونه که خودت صلاح می دانی. هر چه باشم بنده ی تو هستم و منتظر مدد و لطف تو! می دانی جز تو هیچ کسی را ندارم، دلم دیگه آتیش می گیره دارم می سوزم دیگه نخواه بیشتر از این بسوزم... 6 سال سوختم بس نیست؟ دیگه مجازاتم نکن، نتیجه هر چی باشه می پذیرم فقط می خوام این کابوس تموم شه! باشه؟؟؟ [ ۱۳٩٢/۱/٢ ] [ ۱۱:٤٢ ق.ظ ] [ ساده دل تنها ]
وقتی که نیستی هر روز برایم یک سال زجر آور است و این حقیقتیست غیر قابل انکار! این یک هفته به اندازه چندین سال بود برایم، هیچ به یاد ندارم جز دلتنگی ها و نگرانی های وحشتناکم از سوء برداشت تو و بیم از دست دادنت! جز این که من عاشقانه دوستت دارم ، هیچ باور نکن. حقیقت همین است وبس. تو را بدون همه داشته هایت و عاری از نداشته هایت دوست می دارم. تازه متوجه شده ام من بدون تو هیچ معنایی ندارم، اصلا من بدون تو آدم دیگری می شوم یک موجود پوچ و بی معنی. پس همیشه بمان در کنارم تا معنابخش من باشی.
[ ۱۳٩۱/۱٢/۱٥ ] [ ٩:٠٧ ب.ظ ] [ ساده دل تنها ]
گاهی حقیقت مثل پتکی رو سرم کوبیده میشه! طینت آدم ها عوض نمیشه... مخصوصا اگه اصلا نخواد که عوض بشه.. خدایا بهای زندگی من چقدره ؟ بهای احساسم ؟ دوست داشتنم ؟ آینده ام ؟ قلبم؟ خیلی زیاده مگه نه؟ من یه تیکه از توام ... تویی که همه چیز در دست تو هست ! مجازات کسی که همه ی این ها رو یه جا زیر پاش بارها له کرده چیه؟ مجازات منی که قدر خودم رو ندونستم چی میشه؟ منی که دارم خودم رو به زور به یه آدم بی خیال بی مسئولیت بی اراده سر به هوای خودخواه می چسبونم و امید دارم که یه روزی آدم بشه و منو به آرزوهام برسونه، چیه؟ بمونم و بسوزم و بسازم و خومو همیشه نادید بگیرم؟ یا بگذرم و یک عمر تنهایی و سربار بودن و چراهای همه رو به دوش بکشم؟ در هر صورت زندگیم خوش نخواهد بود !!! خدایا خیلی به کمکت احتیاج دارم... [ ۱۳٩۱/۱٢/٥ ] [ ۸:٤۱ ب.ظ ] [ ساده دل تنها ]
حس غریبی دارم این روزها! احساس می کنم می خواهم خوب باشم... خیلی خوب! حس می کنم این که خدا این همه دعایم را برای مرگم نمی شنود، حتما می داند که می توانم خوب باشم وقابلیت خوب بودن و خوب زندگی کردن را دارم! می خواهم بهت توکل کنم خدایا ... می خوام دستامو بذارم تو دستت و پاشم... می خوام بدونی فقط می خوام خوب باشم و خوب زندگی کنم... دستامو ول نکن محکم بگیر و مسیر رو بهم نشون بده من محتاج کمک توام... دوست دارم خدایا... دوست دارم... بابت همه چیز دوست دارم... [ ۱۳٩۱/۱٢/۳ ] [ ۱٢:۳٧ ق.ظ ] [ ساده دل تنها ]
می دانی بدون اینکه بدانی من عاشقت هستم! بدون آن که باور کنی عاشق تک تک سلول های وجودت هستم... تو را با هر آنچه که داری و نداری می پرستم! خیلی دوستت دارم عشقم... خیلیییییی جای تو همیشه در این آغوش گرم من است... بیا و در آغوشم آرام بگیر ... بیا... دلم همیشه برای صدای نفس های گرم و قشنگت تنگ می شود... می دانی وقتی نیستی زندگی برایم اجباری بیش نیست! این را بدان و باور کن که حقیقت همین است و بس. [ ۱۳٩۱/۱۱/٢٥ ] [ ۱٢:۱۱ ق.ظ ] [ ساده دل تنها ]
خدایا آنچه که برایم پیش می آید را چه بنامم؟ بگویم امتحان توست؟ یا بگویم سرنوشتم این است؟ بگویم نتیجه اهمال خودم است یا بگویم که تو می خواهی با این سختی ها خامی مرا از بین ببری تا قدمی در مسیر کمال بردارم؟ خدایا تنهایم خیلی تنها... هیچ کسی نیست که دوستم بدارد... هیچ کسی نیست که دل بی قرارم را تسکین دهد... من تشنه محبت بی ریا و خالصی هستم که بی منت آرامم کند... خدایا اگر شبها تو بغلم نکنی آرام نمی گیرم، دلم فقط به نگاه کم سوی گاه به گاه تو خوش است! کاش بدانی که اینجا به انتظار معجزه ات موهایم را سفید کردم! چه می شود که من از این مصیبت های پی در پی خلاصی یابم؟ کجای دنیای به این بزرگی تو خراب می شود اگر اندکی از خواسته های من برآورده شود؟ خدایا دلم خیلی سنگین شده ... دیگر این جسم نحیفم طاقت غصه را ندارد ...این را تو خوب می دانی... اما نمی دانم چرا رهایم کرده ای؟!
[ ۱۳٩۱/۱۱/٢٢ ] [ ۱٠:٠٩ ب.ظ ] [ ساده دل تنها ]
|
![]() ![]() | |
| [ قالب وبلاگ : ایران اسکین ] [ Weblog Themes By : iran skin] | ||