نغمه های دلتنگی

تو که باشی همه چیز هست، همه چیز خوب است، همه چیز عالی 

فقط تو باش.  پیشم باش، همراهم باش، کنارم باش 

خدای من،  الاهه من،  جان من، رحمان و رحیم و رئوف من....

تو و پدرو مادرم تنها و بهترین داشته های حقیقی من هستید و از این   بابت خوشحالم. 

خدای من، همه جوره حواست به من قدرناشناس بوده، خوبی بی انتهایت روحم را ذوب می کند، خدای نکرده ، هر آنچه که می خواستم به من دادی و هر آنچه را که برایم روا نمی دیدی اما من بزور و تمنا ازت خواستم هم به من دادی، شکرت،  شکرت رب من.

من خواستم، هنوزم می خواهم و  اگر خدا صلاح بداند، همیشه هم خواهم خواست. با وجود زن بودنم، آنقدر جربزه داشتم که پای خواسته ام، پای تو، ایستادم و هر تلاشی که بود کردم و بدستت آوردم، حال تو بناز به مرا نخواستنت،  به تلاش نکردنت برای بدست آورانم، بناز به چیزهایی که توهم خوب بودنشان را داری،  بناز به داشته هایی که در جهل خود آنها را می ستایی،  بناز به زن مسلک بودنت، بناز به حقیر دیدن دیگران،  بناز به بیماری خود بزرگ بینی ات، بناز! 

من به هر آنچه بودم هستم افتخار می کنم، خوشحالم که طعم عشق و وصال را تجربه کردم، تو به عاشق نبودنت بناز، خوشحالم که با وجود زن بودنم از تو مردتر و با جربزه ترم.

حال تو ای موجود مرد مآب،  دنیا را چند صباحی نیست که به نازیدن به خودت بگذرانی و روز به روز به جهلت بیفزایی، به بیماری خود بزرگ بینی ات  شدت ببخشی،  به اصل و نسبی که نداری نناز،  دروغ فروختن به من،  بی وفایی در حق من، تحقیر کردن من، له کردن من، کوچک شمردن من،  به تو شخصیتی نمی بخشد، داشته های تو اگر واقعا با ارزش باشند،  نیازی به فخر فروشی ندارد، خود نمایان خواهد شد. 

آخر قصد کوچک شمردن که را داری؟ مرا که جزیی از وجودت،  زندگیت، هستم؟ مرا که همسرت هستم؟  

اف به تو و مرام تو....

نوشته شده در ۱۳٩٤/۱/۱۳ساعت ۱٢:٢٧ ‎ق.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

یه مژده....

ازدواج کردم...

28 شهریور 1392 عقد کردم.

بلاخره به عشقم رسیدم ...قلب

هوراااااااااااااااااهورا

خدایا شکرت.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٧/٧ساعت ۳:٤٠ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

دلم گرفته

از زمان و زمانه!!!

مخصوصاً از تو...

کاش لیاقت 1 ثانیه از عمرم را داشتی...

دریغ از این همه عمر بی ثمر که با تو به خزان رسید...

انتظار و صبر سهم من...

دروغ و کلک و فریب سهم تو ...

این روزها قیمتی ندارد عشق...

پول این سه حرفی جایگزین عشق!

آه ... صد آه... بر این زندگی

نوشته شده در ۱۳٩٢/٦/٦ساعت ٩:٤٦ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

عید فطر بر تمامی مومنین روزه دار و غیر روزه دار مبارک.

مخصوصا بر کسانی یک ماه چشم بر لذایذ دنیوی بستن و حرمت صیام را حفظ کردند.

و خدایا شکرت که توفیق روزه داری را بر ما عطا کردی...

عید فطر مبارک

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱۸ساعت ٢:٤٦ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

امروز 28 مین روز ماه رمضانه...

تو خلوت و تنهایی خودم ، تویی و من و بازم من!

2 روز دیگه ماه رمضون و ماه سحری و افطاری هم تموم میشه...

اما من و تو هنوز هم باهمیم.

فقط تو باش و دوستم داشته باش ... دیگر هیچ... که تو همه چیزی.

دوستت دارم معبودم... دوست دارم.

خدایا اگر عمری هست که می دانی برای این دنیایم چه می خواهم و اگر عمرم در شمارش معکوس تمام شدن است، ببخشا، فقط مرا ببخشا و دوستم داشته باش...

مراقبم باش.

جز تو به هیچ کسی امیدی ندارم... پناهم باش... کنارم باش... همراهم باش... یاورم باش.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٥/۱٥ساعت ۸:٠٠ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

7و8 ساعتی از لحظه تولدم می گذره و من 26 ساله شدم!

تو این سالها هم روزهای خوش داشتم و هم روزهای بعد...

امیدوارم بعد از این روزهای خوب زندگیم بیشتر باشه...

خدایا به داده و نداده ات شکر...

سپاس بابت خلق من ... بابت روحی که در کالبدم دمیدی... بابت کالبد زیبایی که بهم بخشیدی ... ممنونم ازت... ممنونم.

خدایا نعماتی که به من بخشیدی تا لحظه مرگ از من نگیر.

شکرت و دوباره شکرت ... دوستت دارم.

و

.

.

.

.

.

تولدم مبارکککککککککککککک.هوراتشویقلبخند

اینم کیک تولد خودم پزنیشخند

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/٢٤ساعت ٢:۱٦ ‎ق.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

هر چقدر که بیشتر زمان می گذرد می فهمم که من بدون تو هیچم... هیچ!

انگار در این جسم روح تو جای روح من دمیده شده...

انگار من بدونت بی معنایم...

من از تو فقط خودت را خواستم... فقط خودت را!

داشتنت توقع زیادی نبود عزیزم...

چرا مجبورم کردی دلم را از وجودت پاک کنم؟؟؟

آخر تو پاک شدنی نیستی!!!

باید به همراهت دلم را نیز دفن کنم.

چگونه تو را کنار دیگری تصور کنم؟؟؟

خدایا این چه وضعیست؟؟؟

عشقم را باید تحویل که دهم؟؟؟

چرا جانم را نمی ستانی؟؟؟

بیا و تمامش کن...

جانم را بگیر و هر چه از عمرم باقی مانده به پدر و مادر و ملیسایم ببخش...

دیگر هیچ آرزویی ندارم.

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱٩ساعت ۱٠:٢٥ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

گاهی عقلم عشقت را طرد می کند ... طولی نمی گذرد دلم میانجی گر می شود عقلم را هم خام این عشق می کند...

 

 

 

بادهای سردی می وزد

من بی تو را می لرزاند

امان از این بادهای وحشی عصیان گر

می خواهم بخوابم

شاید تمام شود این طوفان

بیدار یا خواب

یک رویاست

بودنت در کنار من

چشم هایم می بارد

آنقدر زیاد تا سو از چشمانم رود

خوابی آرام بخش

کابوسهای در خواب رفته

آرامش بعد از گریه

سبک بالی ، حس پرواز

دوامی ندارد این آرامش

دستهای خون آلود

که مرا از دلت بیرون کشید

زنجیر چرخ آرامشم را بریده

چرا قدرتی برای شکستن این دستها ندارم؟

بارها کشته ای مرا

هر روز بی تو من میمیرم

هر روزی که دیگری را باید به جای تو ببینم

من میمرم ... ذره ذره ...

گردنم را از تنم جدا کنی

بهتر از این است که دلم را کنده و با خود برده ای!!!

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٤/۱۸ساعت ٤:٢٤ ‎ب.ظ توسط ساده دل تنها نظرات () |

Design By : Mihantheme